قدرت تصمیم

 

حدود 10 روز پیش آقایی 40 ساله با کت و شلوار مشکی و صورتی تکیده، واسه مشاوره و ترک وارد اطاق شد، به مدت 15 سال بود که تریاک و شیره مصرف می کرد.

-          چون مصرفت تریاکه می تونی با نسخه هم ترک کنی، کمی سخته، تحملشو داری

-          آره آقای دکتر، هر سختی هم داشته باشه تحمل می کنم.

-          چرا می خواهی ترک کنی؟

-          آقای دکتر، بخاطر دخترم، دخترم بزرگ شده، احساس می کنم ، از اینکه پدری مثل من داره خجالت می کشه

-          خب این داروها رو بگیر، سه روز اول گیج و خوابی، بعدش دچار بی خوابی میشی که به مرور خوب میشه، بعد از یک هفته بیا، مشکلی هم داشتی زنگ بزن

سه روز پیش آمد، از صداش شور و شوق زتدگی می بارید.

-          دکتر همانطور که گفتی سه روز اول خواب بودم! بعد از سه روز دیگه خوابم نبرد تنها دیشب 2 ساعتی خوابیدم،

-          طی 2 هفته آینده وسوسه میاد سراغت، قبل از هر تصمیمی زنگ بزن

-          دکتر مگر بمیرم و سراغ مواد برم، گوسفند کشتیم، همه فامیل جشن گرفتن، نه امکان نداره

 

بلند شد که بره وقتی دست دادم، یک دفعه خم شد و دستمو بوسید، اشک هاش دستمو خیس کرد. وقتی از اطاق بیرون رفت این من بودم که گریه می کردم، با یک تصمیم مقدس بساط 15 سال اعتیاد را برچید، بارها شاهد این تصمیم های سرنوشت ساز بوده ام، و بلا استثنا به گریه افتاده ام، بنظر من این لحظات شکوهمندترین و زیبا ترین صحنه های زندگی بشر است، که این قهرمانان گمنام آن را به نمایش می گذارند.

بنظر شما چه عواملی زمینه را برای این تصمیم های شکوهمند فراهم می سازد؟ 

12 دیدگاه »

  نازنين سراجي wrote @

سلام.
ماجراي تكان دهنده اي بود….و اما نظر من :
- نياز به تغيير را در خود احساس كردن ‌‌‌( آقای دکتر، بخاطر دخترم، دخترم بزرگ شده، احساس می کنم ، از اینکه پدری مثل من داره خجالت می کشه ) كه در واقع اين همان رسيدن به نقطه ي عطف است…
- عدم رضايت از وضع موجود ( كه مي تواند ناشي از مقايشه ي خود با ديگران و خود آرماني باشه ) و در عين حال هشياري از وضع موجود…
- آگاهي از توانايي ها ، استعداد ها و نيروي بالقوه اي كه درون هر فردي هست كه مي تواند بالفعل شود…
- درك فاصله ي بين خود واقعي و خود آرماني و تلاش براي نزديك شدن به خود آرماني …
- ايمان داشتن براي رسيدن به آينده اي بسيار متفاوت و بهتر از حال…
- تمركز فكر خود را در دست گرفتن …
- داشتن اراده اي فوق العاده ( همين مطلب است كه افراد موفق رو از افراد ناموفق جدا مي كنه )…
- برخورداري از حمايت واقع بينانه ي ديگر افراد ( در اين مورد شخص شخيص شما ) …
- به قول آنتوني رابينز ، كليد انتخاب هر تصميمي احساس رنج و خوشي است…من كاري رو انجام ميدم يا به اين دليل كه از انجامش لذت مي برم و به خوشي مي رسم يا به اين دليل كه از انجام ندادنش احساس رنج دارم…بسته به اينكه كدوم عامل قوي تر از اون يكي باشه تصميم مي گيرم …در اين مورد ، اين آقا خوشي حاصل از ترك مواد واسش خيلي قدرتمند تر از لذت مصرفش بوده و اينه كه اونو در مسير ترك پويا نگه داشته…
- اجتناب از ناراحتي مهم ترين دليل براي شروع يا كنار گذاشتن هر كاري ست…هيچ تغييري در زندگي مان رخ نخواهد داد مگر اينكه به دليل وضعيتي ، به حد كافي احساس ناراحتي كنيم…
- و …

دلايل بسيار زيادي در اين امر دخيلند كه مهمتريناشو عرض كردم…جالبه بدونيم كه چنين آدمايي بيشتر از هر كس ديگري شكست خوردند ، بيشتر از هر كس ديگري تحقير شدند و بالاخره به اين نتيجه رسيدن كه :

” من مركز جهان خويشتنم ”

… و در پايان اينكه :

” وقتي چشم اميدتان به خدا باشد هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشد ،
هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه پيش نيايد
و هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه دير نپايد… ”
فلورانس اسكاول شين

و يادمون باشه كه :
هديه ي خدا به انسان ” قدرت ” است ….

  پوریا wrote @

به خاطر عشق به دخترش

  نازنين سراجي wrote @

هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت …
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید …
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟

و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن …
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .

و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد …

و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟

و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .

و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت …

  نازنين سراجي wrote @

هر آنچه آدمي درخيال خود تصوير كند ـ دير يا زود ـ در زندگيش نمايان ميشود.

براي پيروزي در بازي زندگي بايد نيروي خيالمان را آموزش دهيم.(جايي هست كه جز تو كس نمي تواند آنرا پر كند كاري هست كه جر تو هيچ كس قادر به انجامش نيست!!!)

اگر كسي موفقيت بطلبد اما اوضاع را براي شكست آماده كند دچار همان وضعي خواهد شد كه براي آن تدارك ديده است.

از سخنان تو بر تو حكم خواهد شد!

نه هيچ انساني دشمن توست نه هيچ انساني دوست تو بلكه هر انسان معلم توست

كاميابي

واژه ها يا تصاويري معين بر ذهن نيمه هشيار اثر ميگذارند.

انك گذشته ها و هر چه را كه فرسوده و كهنه است كنار ميگذارم.

انك همه چيز را نو ميسازم.

ورق تقدير برگشته و همه چيز بر وفق مراد است.

آنچه را كه خدا براي ديگران كرده براي من نيز خواهد كرد و حتي بيشتر از آن .

فلورانس اسكاول شين

  نازنين سراجي wrote @

(برای ایمان)

خدایا تو نخواهی گذاشت که از مراد دلم دور بمانم

.

(برای اوضاع و شرایط درست)

هم اکنون عشق الهی هر گونه اوضاع و شرایط نادرست را در ذهن و تن و امورم نیست و نابود می کند.عشق الهی قدرتمند ترین عنصر عالم است وهرچه را که هم جنس خود نباشد از میان بر می دارد

.

(برای رهایی از هر گونه قید و شرط)

من این بار را به دست خدا می سپارم.و خود را آزاد می کنم

(برای برکت)

خدای من خدای وفور و برکت است و اکنون هر ناز ونعمت را که آرزومند یا نیازمند باشم،بیش از آن نیز به من عطا می کند

.

(برای ثروت)

من در خرج کردن پول بی باکم و می دانم که خدا روزی رسان بی درنگ و نا متناهی من است

.

(برای شادی)

شادمانی ام کار خداست.پس هیچ کس نمی تواند در آن دخالت کند

.

(برای عشق)

من با خودم و همه دنیا در آشتی و آرامشم.به همگان عشق می ورزم و همگان به من عشق می ورزند

.

(برای از دست دادن چیزی)

انسان چیزی را از دست می دهد که یا حق الهی او نباشد،و یا آنقدر که باید وشاید عالی نباشد

بر گرفته شده از کتاب: چهار اثراز فلورانس اسکاول شین

  نازنين سراجي wrote @

باز هم از فلورانس اسكاول شين :

خـوشحالي يك وضعيت خاص ذهـنـي اسـت.

هـر فـردي در زنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند نبوده است.

اما ناخرسندي مزمن ميتواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد.

بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمـدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند،

ميتوانـيـد مـيزان خوشحالي خود را كنترل نماييد.

بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـيــد تا احساس و ظاهر بهتري بدست آوريد. دراين قسمت نكته هاي وجود دارند كه شمارا در اين كار ياري مي نمايند:

خوش بين باشيد

بـه زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد.

بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند.

اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد،

خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛

به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد.

سپاسگزار باشيد

از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تـبريك بـگوييد.

بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد.

به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد ميشويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باش
از زندگي لذت ببريد

به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت ميبريد:

اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـد، خريد برويد. براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد.

از جسم خود مراقبت نماييد

خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد.

هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود.

برنامه هاي خود را تغيير دهيد

برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد.

بـراي فـعاليتهاي ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.

با مردم در تماس باشيد

آيا بخاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟

براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.

خلاق باشيد

روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد.

اين ممكن است شـامـل كـاردسـتـي، باز سازي، نقاشي، ترسيم كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد.

مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد،

اگـر زمـاني را براي انـجـام فـعـاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.

براي خود همدمي پيدا كنيد

تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد.

عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد.

با كسي صحبت نماييد

يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد.

او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد چرا كه مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد.

تخيل كنيد

آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد

آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت.

بخشنده باشيد

شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي ( يـا خودتان ) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهــيد.

اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نميـتوانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد.

شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد.

نگران نباشيد، خوشحال باشيد

در دنـياي واقعي نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم تا براي ما شادمانـي ايـجـاد كنند.

خوشحالي حالتي از ذهن است كه كاملا ميتواند تحت كنترل شما باشد.

محيط پيرامون خود را به گونه اي مهيا سازيد كه فرصتـهايـي بـراي شناختن و لذت بردن از جنبه هاي مثبت و خوشايند زندگي را فراهم آورد.

براي شاد بودن تلاش كن

  سکوت محض wrote @

نمی دونم از کجا به اینجا رسیدم
ولی حالا که رسیدم قبلش کلی حرف داشتم
الان ندارم
نمی دونم چمه
نمی دونم
نمی دونم

  سکوت محض wrote @

میشه کمکم کنی
من خیلی نا آراممم

  محبوبه wrote @

تا آدم نخواد کاری رو بکنه هیچکس نمی تونه کمکش کنه مگر خودش به نتیجه برسه

  elnaz wrote @

kheili mamno0o0on
rasty be roz kardam

  مرد بارانی wrote @

سلام جناب دکتر…….

چرا می خواهی ترک کنی؟

- آقای دکتر، بخاطر دخترم، دخترم بزرگ شده، احساس می کنم ، از اینکه پدری مثل من داره خجالت می کشه

این یعنی بالا رفتن انگیزه ی یک نفر تا حدی که نیروی عصبی اش انقدر بره بالا که اونو برای تصمیم گیری بزرگی اماده کنه …….

——————————————————————————————–
بنظر شما چه عواملی زمینه را برای این تصمیم های شکوهمند فراهم می سازد؟

هر عاملی که قدرت انگیزشی بالایی داشته باشه و بتونه نیروی عصبی فرد رو تحریک کنه ……..

اما به اعتقاد مرد بارانی این انگیزها ی بیرونی مثل بخاطر دخترم بخاطر ازدواج با قلان دختر بخاطر مادرم بخاطر …

یک اشکال بزرگ دارند اونم اینه که درست که قدرت تحریک کننده ی مثبت زیادی دارند ولی متاسفانه قدرت نابود کردنشون

هم بسیار بالاست و در غالب موارد گریزی از ان نیست …….

در توضیح بیشتر میتونم اینو بگم که کسی که بخاطر دخترش یا مادرش یا همسرش مثلا اعتیادشو ترک کرده

اگر اون فرد محرک ( دختر ..مادر….همسر یا .. ) خدای نکرده بلایی سرش بیاد و مثلا ازدست بره …….چی میشه ؟

به نظر شما طرف مجددا به اعتیاد برنمیگرده ؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر من در 95 % موارد شخصی که به خاطر انگیزه بیرونی اعتیاد رو ترک کرده در صورت ازدست دادن اون محرک

دوباره به اعتیادش برمیگرده … .حتی وضعش بدتر هم میشه چون از نظر روحی خیلی خرابه ……

به اعتقاد مرد بارانی محکم ترین انگیزه ها انگیزه های ناشی از عوامل کاملا درونی و الهی است ……

بخاطر کرامت انسانی بخاطر انکه من انسان هستم ارزش دارم و شایسته ی نئشه بودن نیستم میخواهم رشد کنم زندگی کنم

می خواهم به خدا برسم …………..من حیوان نیستم اراده وشعور دارم پس این زندگی شایسته ی من نیست من باید ترک کنم .

این اعتقادات باید به باور قلبی طرف برسه ………. باید براش حالت انگیزشی داشته باشه …یه جور خواستن تلقی بشه …

البته همونطور که قبلا گفتم لازمه ی این جور تصمیم ها داشتن نیروی عصبی بالا الزامی است

به قول پل ژاگو اکثر شکستهای اراده ناشی از کمی نیروی عصبی است …..

مرد بارانی هستم ………..

  علی معینی wrote @

با سلام به نظر من این بستگی به عزم و اراده خود شخص بستگی دارد که تا چه حد می تواند بر تصمیمات درست خود ثابت قدم و استوار باشد و این چنین مشکلی یا به عبارتی این عادت را برای همیشه ترک و دیگر به آن فکر نکند و در چنین تصمیماتی داشتن هدفی بزرگ بسیار حائز اهمیت است. با تشکر


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>