سه روز پیش بیماری داشتم که با خانومش آمده بود
قهرمان زیبایی اندام با چندین مدال
عکس ها شو آورده و به پرسنل و من نشون میداد
ببین دکتر چی بودم و الان چی هستم
بارها ترک ناموفق کرده بود و این بار خانواده یکماه به او فرصت داده بودن، اگر موفق نمیشد، باید از زنش جدا میشد.
به خانومش گفتم ” دوستش داری
آره آقای دکتر
حتی در این وضعیت
آره دکتر
تو چی خانومت دوست داری، یا از غرهاش خسته شدی
دکتر اصلا غر نمیزنه، خیلی دوستش دارم، اما این مواد دست از سرم بر نمی داره!
با باورهایی که داشت، متوجه شدم که تا باورهاش تغییر نکنه، این پسر، ترک بکن نیست
دیروز بهش گفتم تمام عکس های گذشته اتو آتیش بزن
دکتر آتیش بزنم، چرا
برای اینکه زندگی جدیدی شروع کنی
باشه دکتر همه اشو پاره می کنم
پاره نه، آتیش بزن و تا آخر به سوختنشون نگاه کن
فردا بیا













سلام….
ياد اين نكته افتادم كه وقتي از ته دره شروع مي كني واسه فتح قله خيلي لذت مي بري….چون از ته دره هر چقدر مياي بالا حاصل تلاش خودته….اما به نظر من نبايد اون عكسا رو پاره مي كرد…تا به نوعي اونها بهش ياداوري بكنن چي بوده و چي بايد باشه…يه جور ابزار اجبار ترك….خوب البته اين نظر منه…شايد درستش اينه كه شما فرمودين….
سربلند باشين….