ای برادر موضع تاریک و سرد صبر کردن بر غم و سستی و درد
چشمه حیوان و جام مستی است کان همه بلندیها در پستی است
آن بهاران مضمر است اندر خزان در بهار است آن خزان مگریز از آن
همره غم باش و با وحشت بساز می طلب در مرگ خود عمر دراز
از امروز از مشکلات و استرس ها فرار نمی کنم و خود را به تجاهل نمی زنم
واکنشم به شکست ها، موانع، مصیبت ها و پیچیدگی ها
خوردن دارو
سرگرمی ها
لذت های زود گذر
مهمانی ها
خواب
هدف های انحرافی
و کلا هر گونه تخدیر و اعتیاد نیست.
از امروز به قلب مشکل می زنم و چشمانم را به تاریکی عادت می دهم و چنگال های رنج را با جان خویش تحمل می کنم.
در هنگام رنج و درد و تاریکی و ضعف به پاشاندن بذر موفقیت مشغول می شوم.
آنچه امروز یک درخت را تنومند و سایه گستر و پر ثمر ساخته است، ریشه دواندن دیروز بذر آن در تاریکی های خاک بوده است
آنچه که رکوردهای یک ورزشکار را جاودانه می سازد، زمان مسابقه نیست بلکه لحظات سخت تمرینات است.
تمامی رهبران بزرگ، بذر رویاهای خویش را در هنگامه سختی ها و شکست ها در ذهن کاشته اند.
موفقیت امروز، تجسم ظاهری رویاهایی است که در زمان سختی ها و تاریکی ها در ذهن افراد موفق نطفه بسته است.
در هنگامه ی رنج های بزرگ، ملال های طاقت فرسا و شکست ها و مصیبت های خورد کننده، فرصتهای بزرگی، برای تغییر و خلق آینده ایجاد می شود.
و امروز که غم و سستی و درد، سینه ام را تنگ کرده است، لحظه ی ریشه دوندان بذر رویاهای من است













از نظر من همیشه رنج ها و غصه ها باعث میشن ما کمی فکر کنیم
به خودمون بیایم
من دوست دارم این طور باشم
اگه البته احساسم بزاره
!!
به روزم