بایگانیِ می, 2008

مرگ

 برگرفته از کتاب نردبان- نوشته دکتر ارباسی

نه چنان مرگی که در گوری روی           مرگ تبدیلی که در نوری روی
مرد بالغ گشت آن بچگی بمرد
               رومیی شد صبغت زنگی سترد
خاک زر گشت هیئت خاکی نماند
            غم فرح شد خار غمناکی نماند

 

تعالی یعنی مردن و زنده شدن و تبدیل به احسن گشتن.

تعالی سفری است:

از خامی به پختگی

از ناخالصی به خلوص

از سنگی به لعل

از نقص به کمال.

 

تعالی با مرگ آغاز می شود.

مرگ مقدم بر زندگی است، اگر مرگ نباشد تولدی نخواهد بود

امروز مرگم را جشن می گیرم

امروز، روز:

 فنا شدن

روز آزاد گشتن

روز نو شدن

روز قدم گذاشتن در مسیر موفقیت است

 

بر نوشته هیچ بنویسید کسی                       یا نهاله کارد اندر مغرسی
تو برادر موضعی نا کشته باش                    کاغذ اسپید نابنوشته باش

 

مرگ یعنی ایجاد خلاء، زندگی یعنی پر کردن آن

مرگ یعنی خالی کردن مخزن ذهن از باورها و ارزش های ناکارآمد، زندگی یعنی انتخاب آگاهانه باورها و ارزش ها

مرگ یعنی پاک کردن نمایشنامه جبری نوشته شده، زندگی یعنی از نو نوشتن آن

مرگ ترک پله است زندگی قرار گرفتن بر پله بعدی تعالی است

مرگ از دست دادن و رها کردن است زندگی بدست آوردن و گرفتن است

از امروز قبل از مرگ می میرم

 

از امروز دیگر هراسی از

ورشکستگی و از دست دادن مال

متلاشی شدن عشق ها و دوستی ها

از دست دادن شغل

انتقاد و مورد تحقیر قرار گرفتن ندارم

چون از دست دادن هر کدام از این ها مرگی است که پیامدش زندگی بهتر است.

از امروز مهارتم را در مردن بالا می برم و شجاعانه می میرم.

تقدیر

زندگی هم فانی و هم باقی است

این هم مشتاقی و خلاقی است

 

زنده ای مشتاق شو خلاق شو

همچو ما گیرنده آفاق شو

 

هر که را قوت تخلیق نیست

نزد ما جز کافر و زندیق نیست

 

مرد حق برنده چو شمشیر باش

خود جهان خویش را تقدیر باش

رفتن

دل از منزل تهی کن پا به ره دار                  نگه را پاک مثل مهر و مه دار

متاع عقل و دین به دیگران بخش                غم عشق ار به دست افتد نگه دار

پیام

مرا فرمود پیر نکته دانی                  هر امروز تو را از فردا پیام است

دل از خوبان بی پروا نگه دار            حریمش جز به او دادن حرام است

تخمين ماندگاري ازدواج



زناني که به دنبال يک ازدواج پايدار هستند بهتر است با مرداني ازدواج کنند که از لحاظ قيافه به جذابيت آنها نيستند. يک پژوهش جديد نشان مي‌دهد زوج‌هايي که در آنها زن قيافه بهتري از شوهر دارد، نسبت به ساير زوج‌ها برخورد مثبت‌تري نسبت به هم و رابطه‌اي محکم‌تر دارند. به گفته پژوهشگران دليل اين يافته شايد اين باشد که مردان ارزش بيشتري براي زيبايي زن قائل هستند، در حالي که زنان بيشتر به حمايت و پشتيباني شوهر توجه دارند. اين پژوهشگران مي‌گويند گرچه ترجيح يک قيافه به ديگري تاحدي به نظر شخصي افراد بستگي دارد، اما معيارهايي جهاني براي زيبايي وجود دارد، از جمله چشم‌هاي درشت، صورت بچگانه، وجود تقارن در صورت، صورت‌هاي با اندازه‌هاي متوسط و نسبت‌هاي معين دور کمر به دور باسن در مردان و زنان. بررسي‌هاي قبلي نشان داده بود افرادي با قيافه‌هاي داراي جذابيت مشابه به سوي يکديگر کشيده مي‌شوند و با هم ازدواج مي‌کنند، رضايت بيشتري را گزارش مي‌کنند. اما به گفته دکتر جيمز مک‌نالتي از دانشگاه تنسي در آمريکا، سرپرست پژوهش فوق، تحقيقات قبلي که عمدتا در مورد زوج‌هاي جديد انجام شده بود، نشان‌دهنده آن هستند که زيبايي مطلق در مراحل اوليه رابطه زوج‌ها اهميت دارد. اما نقش زيبايي جسمي در يک رابطه زن و شوهري استقراريافته پيچيده‌تر است.

تحقيق جديد که نتايج آن در شماره اخير نشريه روانشناسي خانواده منتشر شده است، نشان مي‌دهد پس از گرايش اوليه زوجين به هم، قيافه آنها همچنان بر رابطه‌شان موثر است، اما به طريقه‌اي متفاوت. گروه دکتر مک‌نالتي 89 زوج را که در شش ماه گذشته ازدواج کرده بودند و پيش از ازدواج حدود سه سال دوران نامزدي را گذرانده بودند، مورد بررسي قرار دادند. اين افراد به طور متوسط در ميانه دهه بيست زندگي قرار داشتند.

پژوهشگران بحث ميان اين زوج‌ها را در مورد يک مشکل شخصي‌شان براي 10 دقيقه فيلمبرداري کردند. نوارهاي ويدئويي از اين لحاظ که آيا اين زوج‌ها در مورد مسائل مشترک‌شان مثلا گرفتن يک شغل جديد، يا ورزش کردن بيشتر يا داشتن رژيم غذايي سالمتر از يکديگر پشتيباني مي‌کنند يانه، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. مک‌نالتي در اين مورد مي‌گويد: «شوهر با برخورد منفي در هنگام بحث در مورد مشکلات زندگي به زنش مي‌گويد اين مشکل خودت است؛ خودت بايد حلش کني. اما همسر داراي برخورد مثبت مي‌گويد من در کنارت هستم. چکار مي‌خواهي بکنم؟ چطوري مي توانم کمکت کنم؟»

گروهي از کارشناسان، جذابيت ظاهري هرکدام از اين زوج‌ها را در مقياسي از 1 تا 10 درجه‌بندي کردند، که درجه 10 زيبايي تمام‌عيار محسوب مي‌شد. در يک سوم از اين زوج‌ها زن از شوهر جذاب‌تر بود، در يک سوم آنها شوهر جذابيت بيشتري داشت و در بقيه قيافه ظاهري آنها مشابه هم بود. نتايج نهايي نشان داد هنگامي که زنان از شوهران جذاب‌تر هستند، همسران به نحو مثبت‌تري با يکديگر رفتار مي‌کنند. دان آيرلي، استاد اقتصاد رفتاري در دانشکده مديريت اسلون درباره اين يافته‌ها مي‌گويد: «اين يافته‌‌ها منطقي به نظر مي‌رسند. مردان حساسيت بيشتري به جذابيت زنان دارند، اما به نظر مي‌رسد زنان توجه بيشتري به طول قد مردان و درآمد آنها داشته باشند.» در زوج‌هايي که شوهران جذابيت بيشتري از زنان داشتند، زن و شوهر حمايت‌گري کمتري از هم داشتند. مک نالتي معتقد است که زنان به نحوي ميزان حمايتي را که شوهران‌شان از آنها انجام مي‌دهند، بازتاب مي‌دهند. او مي‌گويد: «شوهراني که جذابيت جسمي بيشتري از زنان خود دارند، بالقوه مي‌توانند با زنان ديگري ازدواج کنند که جذابيت بيشتري از همسر فعلي آنها داشته باشد. اين ذهنيت مرد که زن من مي‌توانست زيباتر باشد، باعث مي‌شود که اين مردان رضايت کمتري از ازدواج‌شان داشته باشند و تعهد کمتري نسبت به آن احساس کنند.» به گفته پژوهشگران در مقابل جذابيت جسمي شوهران اهميت کمتري براي زنان دارد. زنان بيشتر به دنبال شوهراني هستند که رفتاري حمايت‌گرانه داشته باشند. بنابراين زوجي که در ظاهر ممکن است با هم تطابق نداشته باشند، در واقع مي‌توانند مطابقت کاملي با هم داشته باشند.
به گفته دکتر آريلي مطابقت بين زن و شوهر به معناي آن نيست که زن و شوهر از هر جنبه‌اي مشابه هم باشند، بلکه تنها به معناي آن است که در مجموع دو نفر يکديگر را درک مي‌کنند.

منبع : لايوساينس

« ورودی‌های تازه‌تر · ورودی‌های پیشین »