رفتن

raftan

اندیشه زاد از سر بی مغز به در کن 

همچو ماه تمام از دل خویش زاد سفر کن

 

شکرانه بیداری از این راه مرو تند

هر خفته که یابی به سر پای خبر کن

 

مقراض ره دور نظرهای بلند است

قطع نظر از مردم کوتاه نظر کن

 

در دامن ساحل چه بود غیر خس و خار 

یک چند سفر در دل دریای خطر کن

هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده »

دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>