مديريت هوش هيجاني
در زندگي روزمره خود همواره با حوادث و اتفاقات مختلفي مواجه و يا از وقوع آنها مطلع ميشويم كه هر يك از آنها احساسات و هيجاناتي را در ما پديد ميآورند. مثلاً وقتي
خوشحال هستيم به معناي آن است كه اتفاق خوبي را پشتسر گذاشتهايم.
هنگامي كه غمگين هستيم، احتمالاً حادثه ناگواري پيش آمده است. همه هيجانات و احساسات ما تجربههاي دروني هستند كه هنگام بروز رخدادها حس ميكنيم مانند هيجان خشم، عصبانيت، عشق و محبت، تنفر، اميد يا نااميدي، غم، شادي، ترس، نگراني و اضطراب و … .
از ويژگيهاي پاسخهاي هيجاني آن است كه سريعتر از پاسخهاي عقلي عمل ميكنند، ولي از دقت كافي برخوردار نيستند.
براي مثال وقتي دوستمان به سلام ما پاسخ ندهد، ممكن است فكر كنيم رفتار او گستاخي به ما بوده است، در نتيجه هيجان خشم در ما به وجود خواهد آمد؛ در صورتي كه اگر فكر كنيم كه احتمالاً او امروز با مشكلي درگير است و حالش خوب نيست، ديگر خشمگين نخواهيم شد و ممكن است هيجان شبيه دلسوزي را تجربه كنيم. اگر با حالات هيجاني مثل غم، خشم يا اضطراب درست رفتار نشود، تأثير منفي بر جسم و روان ما خواهند گذاشت و پيامدهاي ناخوشايندي را براي سلامتي ما در پي خواهد داشت.
از اين رو مديريت بر هيجانات يكي از مهارتهاي زندگي محسوب ميشود، كه در اين مقاله به آن ميپردازيم.
تعريف هيجان
هيجان در زبان فارسي كلمهاي است كه بيشتر براي بيان احساسات و حالات پرشور و پرانرژي به كار ميرود. ولي از نظر روانشناختي بيان تمام حالات احساسي و رواني مثبت و منفي را در بر ميگيرد.
از نظر ويليام جيمز، هيجان، تغييرات جسمي و رواني است كه مستقيماً به دنبال ادراك يك واقعيت تحريككننده حاصل ميشود.
كاركردهاي هيجانات
هيجانات داراي كاركردهايي هستند كه در زير به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
*به زندگي ما تحرك و روح ميبخشد.
*موجب همبستگي بيشتر ما و ديگران ميشود.
*پايه و اساس هنر و خلق آثار هنري است.
*ميتواند موجب توليد يا اتلاف نيرو و انرژي شود.
*اين توانايي بالقوه را دارد كه به اعمال كمككننده يا آسيبزننده منجر شود.
مديريت هيجانات
مهارت مديريت، هيجانات، فرد را قادر ميسازد تا هيجانها را در خود و ديگران تشخيص بدهد، نحوه تأثير آنها را بر رفتار بداند و بتواند واكنش مناسبي به هيجانهاي مختلف نشان دهد.
امروزه افراد را به ميزاني كه قادر باشند از هيجانات به نفع خود و روابط شان استفاده كنند، داراي هوش هيجاني ميدانند.
اهميت مديريت هيجانات
مديريت هيجانات كه به هوش هيجاني هم معروف است داراي اهميت خاصي است.
برخورداري از هوش هيجاني موجب ميشود كه:
*در موقعيتهاي تهديدكننده و خطرناك رفتار مناسبي را از خود بروز دهيم، مانند داد كشيدن كودكي كه در معرض دزديدهشدن قرار گرفته است.
*از خشنودي و شادي در زندگي خود و اطرافيانمان به نحو شايسته استفاده كنيم.
*نيازهاي ديگران را بهتر درك كنيم و ضمن همدلي براي كمك به ديگران پيشقدم باشيم.
*حس مسئوليتپذيري را در ما افزايش ميدهد، براي مثال به جاي اين كه بگوييم: «او باعث عصبانيت من شد.» ميگوييم: «من عصباني شدم.»
در زير توصيههايي براي افزايش مديريت هيجانات ذكر شده است كه با هم ميخوانيم:
1ـ با تشكيل جلسات گروهي درباره احساسات و هيجانات خود مانند شادي و غم، عشق و تنفر، ترس و شجاعت و … اطلاعات عينيتري از موضوع احساسات پيدا كنيم.
2ـ هيجانها را همانند ميهمان خود عزيز بداريم؛ ولي به آنها اجازه ندهيم هر كاري كه دوست دارند انجام دهند.
3ـ سعي كنيم بر هيجانات مثبت و مطلوب خود مانند شادي، عشق، همدلي و … بيفزاييم.
4ـ به كودكان كمك كنيم تا لغات و عباراتي را كه در برگيرنده هيجانات و احساسات هستند را بياموزند و خود نيز بهتر احساسات خود را بيان كنيم. براي مثال: «احساس بيقراري ميكنم.»، «احساس نااميدي ميكنم.»، «احساس شادي ميكنم.» و … .
5 ـ به منظور كسب شناخت بهتر، احساسات و هيجانات ديگران را نامگذاري كنيم. براي مثال: :«به نظر ميرسد نااميد شدهاي»، «مثل اين كه آن خانم در فيلم احساس حسادت ميكند.» و …
6 ـ از كودكان بخواهيم احساسات خود را نقاشي كنند. مثال: «ميتوني خشم خودت را نقاشي كني؟»، «وقتي خيلي ميترسي قيافهات چه شكلي ميشه؟ آن را برايم نقاشي كن.» و … .
7ـ ضمن به وجود آوردن محيطي امن و آرامشبخش درباره احساسات به راحتي صحبت كنيم و صداقت هيجاني را از طريق عشق بدون قيد و شرط تشويق كنيم.
8 ـ توجه داشته باشيم كه هيجانات نمايان شده معمولاً يك احساس ثانويه است. مثلاً وقتي با كارنامه خراب فرزندمان روبهرو ميشويم اول احساس نااميدي ميكنيم، سپس عصباني ميشويم و يا وقتي ماشين با سرعت جلوي اتومبيل ما ميپيچد، اول ميترسيم سپس عصباني ميشويم.
9ـ هيجانات منفي ما از جمع شدن نيازهاي هيجاني برآورده نشده ما به وجود ميآيد، پس بهتر است درباره هيجانات ظاهراً منفي مثل خشم گفتگو كنيم.
10ـ به جاي نامگذاري افراد با صفات گوناگون (دست و پا چلفتي، ديوانه، ترسو و …) احساسات آنان را نامگذاري كنيم، مانند: «اكنون احساس خجالت ميكني.»، «مثل اين كه خشمگين هستي.»، «به نظر ميرسد كه احساس ترس ميكني.» و …
11ـ براي شناخت بهتر احساسات ديگران از دستور دادن، توهين، قضاوت، نصيحت و تهديدكردن پرهيز كرده و با گوش دادن به آنان و دقيق شدن به زبان بدن (حالات و حركات اعضاي بدن و صورت) احساسات آنها را شناسايي كنيم.
12ـ هيجانهاي خود (مخصوصاً هيجانات منفي) را بلافاصله ابراز نكنيم.
13ـ در حالات هيجاني شديد، بحث نكنيم و تصميم نگيريم چون تابع احساسات منفي خواهيم شد.
14ـ در هيجانهاي مثبت و منفي يكديگر سهيم شويم.
15ـ در كنترل هيجانات پرانرژي مثل خشم و تنفر از روشهاي آرميدگي عضلاني، تنفس عميق، قدم زدن، نوشيدن آب سرد، دويدن و … استفاده كنيم.
16ـ هرگاه تصور كرديم از نظر احساسي و هيجاني احتياج به كمك و تقويت بيشتري داريم به دوستان باتجربه و يا (روانشناس و مشاور) مراجعه كنيم.
17ـ سعي كنيم رفتارهاي هيجانهاي نامطلوب و سمي (مانند خشم، اندوه، افسردگي و …) را به تعويق بيندازيم و به تدريج ترك كنيم تا از اثرات مخرب آن در امان باشيم.
18ـ تأثير افكار بر احساسات و هيجانات بسيار زياد است، ضروري است با شناخت افكار و افزايش خودآگاهي هيجانات خود را بيش از پيش كنترل كنيم.
به ياد داشته باشيم كه بزه و جرم و جنايت از احساس ضعف، احساس ناكامي و احساس تحت كنترل بودن به وجود ميآيد. اسلحه و چاقو، آتش و سنگ و يا موادمخدر، جانشين احساس محترم بودن ميشود.
كساني كه مورد احترام قرار ميگيرند، نيازي به اسلحه و چاقو براي قدرتمند شدن و يا سيگار براي احساس بزرگي و قدرت ندارند.
نرجس خاتون حاتمي ـ كارشناس تعليم و تربيت
هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده »
دیدگاه شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>












